آرمان طلا

طلای 91 عیار

آرمان طلای نماز خون

پسر گلم یه چند روزیه که هرکی میاد نماز بخونه توهم کنارش وای میستی و نماز میخونی البته چند ماهی می شد که یه کم علاقه نشون میدادی ولی حالا کامل میخونی فقط سجده هات یه کم مشکل داره چون به جای سجده میخوابی روی جانماز الهی قربونت برم  انقد بامزه نمازتو میبندی و الله اکبر میگی که نگو یه ملوس بازی دیگت اینه که وقتی تو ماشین میشینی با تمام آهنگ ها میخونی و به بابایی میگی تو نخون من بخونم از همه بهتر هم با آهنگ به قول خودت آقا فلاح میخونی و ژست میگیری تازگیا هم نی نی میشی و ادای نی نیارو در میاری یه وقتایی هم خطرناک میشی و هر کی ناراحتت بکنه بهش یه سیلی جانانه میزنی و میگی به تو چه و...
31 مرداد 1393

جشن تولد دو سالگی آرمان طلا

پسر عزیزم دیروز دومین سالروز شکفتنت رو با تم باب اسفنجی جشن گرفتیم.       تقریبا دوماهی میشد که خیلی میخواستی برات جشن تولد بگیریم و ماهم منتظر بودیم تا روز تولدت بشه و بتونیم خوشحالت کنیم. منم امسال تصمیم گرفتم تم تولدت باب اسفنجی باشه . خداییش همتم مشکلی بود آخه هیچ چیز آماده نداشت و همشوخودم درست کرده بودم اما انصافا تم قشنگی بود.             دیروز هم همون جای پارسالی برات جشن گرفتیم . دو ساعت زودتر من و بابایی رفتیم اونجا و  کار تزیین رو انجام دادیم  تا حدودای8 که مهمونا کم کم اومدن. البته تو بعد از همه اومدی . دست همه مهمونامون در...
28 خرداد 1393

تولد دوسالگی آرمان

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شد    زیبایی های دنیا از آمدن تو پیدا شد ، روزها گذشت و چهره زیبایت   در آسمان دلم آفتابی شد.   دریای زندگی به داشتن مرواریدی مثل تو می نازد ، همه زیبایی   های دنیا باآمدن تو می آید و اینگونه زندگی با تو زیبا میشود ،   اینگونه چشمانم با دیدن یکی مثل تو عاشق میشود    و امروز روز میلاد دوباره تو است ، در این هوای ابری نیز خورشید در لابه لای ابرها به انتظار دیدن تو است…   و این لحظه قشنگترین ساعت دنیاست ، و این ماه درخشانترین ماه   دنیاست که تو را درون ت...
27 خرداد 1393

ا یعنی چه

پسر طلای مامان دیگه کم کم داری واسه خودت مردی میشی و تمام حرکات و حرفات عین آقاها شده البته آقا کوچولو قربون اون شخصیتت برم  تازگیا وقتی با غریبه ها روبه رو میشی دستاتو کمر میزنی و بعدشم اخم میکنی و زل میزنی تو چشمای طرف البته اگه طرفت یه کم دست از پا خطا کنه متاسفانه با اون ضربه ی دستای خوشگلت مواجه میشه تکیه کلام جدیدت هم اینه که اگه کاری کنیم که خوشت نیاد فوری میگی: ا یعنی چه انشالله خدا حفظت کنه ...
20 ارديبهشت 1393

سیزده بدر

پسرگلم امروز دومین سیزده بدرت رو هم به سلامتی تجربه کردی و ما با مامان جونو باباجون رفتیم پارک کوهستان خدارو شکر هوا خیلی خوب بود و بارون نم نم میزد اونجا با بچه ها خیلی بازی کردی و خوش گذروندی و حالا هم از خستگی لالا کردی     امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی، قرآنش نگهدارت، آینه اش روشنایی زندگیت، سکه اش برکت عمرت، سبزیش طراوت و شادابی دلت،  ماهی اش شوق ادامه زندگیت را به تو هدیه دهد سیزده بدر مبارک. ...
13 فروردين 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرمان طلا می باشد